افعال ناقصه
در زبان فارسی چند فعل وجود دارند که به تنهایی معنایی ندارند یا به عبارت دقیق تر با یک اسم هم معنادار نمی شوند مانند شد ،است،بود، گردید و در اصطلاح ادبیات فارسی فعل ربطی نامیده می شوند با نهاد و گزاره کامل می شوند مثال
بود: اگر گفته شود (هوا بود) جمله ناقص است اما در جمله (هوا گرم بود ) معنای فعل کامل می شود .(هوا شد) ناقص است (هوا گرم شد) جمله کاملی است.
در زبان عربی نیز معادل چنین افعالی وجود دارند که به آنها (افعال ناقصه) گفته می شوند.
افعال ناقصه عربی عبارتند از :کانَ – صارَ – أصبَحَ - لیسَ
- کانَ:به معنای( بود – است) مانند کانَ علیٌّ شاعراً: علی شاعر بود. کانَ اللهُ توّاباً: خداوند بسیار توبه پذیر است. إنَّ العهدَ کانَ مسوولاً:بی شکّ عهد و پیمان مورد سوال است.
- صارَ:به معنای (شد – گردید) مانند صارَ الجوُّ بارداً :هوا سرد شد . صارتْ سعیدةٌ ممتازةً فی المدرسة: سعیده در مدرسه ممتاز شد.
- أصبَحَ: به معنای (شد – گردید) أصبَح أعضاءُ فریقِنا فائزینَ :اعضای تیم ما برنده شدند. یُصبُحُ الطلّابُ مُجتهدینَ فی ایّام الإمتحانات :دانش آموزان در ایّام امتحان کوشا می شوند
- لیسَ: به معنای (نیست) لیسَت الدّنیا باقیةً : دنیا ماندگار نیست. لیسَ الدرسُ کافیاً:درس کافی نیست. لیس الطالبانِ حاضّرَینِ:دو دانش آموز حاضر نیستند.
(چند نکته درباره افعال ناقصه)
- این فعلها بر سر جمله اسمیه یا مبتدا و خبر واقع می شوند وعلاوه برتغییر در معنای جمله، نقش مبتدا و خبر را تغییر می دهند یعنی با آمدن فعل ناقصه
الف:نقش مبتدا به اسم فعل ناقص تغییر می کند ولی حالت اعرابش مانند مبتدا مرفوع می ماند ب: نقش خبر به خبر فعل ناقص تغییر می کند و حالت اعراب منصوب می شود. مثال در جمله ( کانَ علیٌّ شاعراً) کانَ فعل ناقص وعليٌّ اسم فعل ناقص است و مرفوع به ــُـ / شاعراً خبرفعل ناقص است و منصوب به ـًــ. در جمله (یُصبُحُ الطلّابُ مُجتهدینَ) یُصبحُ فعل ناقص است .الطلّاب اسم فعل ناقص و مرفوع به ــُـ و المُجتهدینَ خبر فعل ناقص و منصوب به ینَ
- هر صیغه ای که از این افعال ساخته شود فعل ناقص محسوب می شود کانَ و دیگر صیغه های ماضی (کانوا – کنتُ – کانَتْ و..) فعل مضارع کان یعنی یکونُ(می باشد) و سایر صیغه های مضارع آن (تکونُ – نکونُ و..) و فعل مضارع کانَ یعنی کُن(باش) مثل یکونُ العلمُ مُفیداً (یکونُ فعل ناقص است العلمُ اسم فعل ناقص و مرفوع و مفیداً خبر فعل ناقص است و منصوب) و صارَ – یصیرُ / أصبَحَ – یُصبِحُ / لیسَ – لیسَت – لَستُ ،لیسوا...)
(چند نکته درباره فعل کانَ)
- اگر کان قبل از فعل مضارعی بیاید باید فعل مضارع را به زمان ماضی استمراری (می + فعل گذشته فارسی)ترجمه کنیم.
(کان + فعل مضارع= ماضی استمراری فارسی
کان سعیدٌ یُصَلّي فی السّحر: سعید درسحرگاه نماز می خوانْد کانَ العلماءُ یَجتَهدونَ فی اللیلِ و النّهار: دانشمندان شب و روز تلاش می کردند.
- اگر فعل کانَ قبل از فعلی ماضی قرار گیرد باید فعل ماضی را به صورت ماضی بعید فارسی (بن ماضی + ه + بود+ شناسه) ترجمه کنیم.
کانَ الفلّاحُ قَد حَصَدَ محصولَه: کشاورز محصولش را درو کرده بود.
کنتُ قَرأتُ القرآنَ في الإصطفافِ الصّباحي : درصف صبحگاهی قرآن خوانده بودم
- اگر کانَ با حرف لِ همراه شود معنای (داشت) می دهد. (کان +...لــِ = داشت) مثال کانَ للنّبيِ کتاباً مُبیناَ : پیامبر کتاب روشنگری داشت.
کانَ لَلمُسلمینَ طِبّاً عجیباً. مسامانان طبابت(پزشکی) شگفت انگیزی داشتند.
- کان اگر درباره صفات خداوند یا حوادث آینده باشد (است) ترجمه می شود.
مثال کانَ اللهُ غفوراً .خداوند بسیار آمرزنده است. کانَ الحسابُ حقّاً فی یوم القیامة : حسابرسی در روز قیامت حقّ است.
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت 18:54 توسط محمدرضا عملی بادرودی |
جمع مکسّر...
ما را در سایت جمع مکسّر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 70 تاريخ: دوشنبه 23 اسفند 1400 ساعت: 1:25