آزمون تستی درس اول عربی دوازدهم
- عیِّن «لا» لنفي الجنس:
۱) سَيأتي يومٌ لا ينفعنا مالٌ و بَنون فعلينا أن نَجمع الخيراتِ لأنفسینا لذلك اليوم!
۲) إن كنتَ معَ الله فلاتحزن أبداً و لا تضلّ عن صراطه و لا تَفقد محبَّته!
۳) إصطدمَ إطارُ سيّارتي بشيءٍ حادٍّ فانفجرَ و لا إطار احتياطيّ عندي!
۴) هل تَنسى أن تذكر نعمة ربّك؟ لا أنا لست من الغافلين!
2- « إنّما ولیکم اللّهُ و رسوله و الّذین آمنوا....»:
1) ولی شما فقط الله است و رسول او و کسانی که ایمان آورده اند...
2) همانا ولی شما خداوند است و پیامبرش و هرکس ایمان بیاورد....
3) سَرور شما بدون شک الله است و پیامبر و آنکه ایمان آورده است...
4) بدرستی که خداوند سَرور شما است و رسول او و کسی که ایمان آورده است...
3- إنّ مِن أخلص النّاس مَن تَجري ینابیعُ الحکمة من قلبه علی لسانه!»:
1) از مردم با اخلاص تر کسی است که چشمه های حکمتی از قلب وی بر زبانش روانه شود!
2) کسی که چشمه هایحکمت از قلب او بر زبانش جاری می شود از خالص ترین مردم است!
3) از خالص ترین مردمان کسی است که چشمه های حکمت از قلب او بر زبان وی جاری شده باشد!
4) کسی که چشمه های حکمت را از قلب خویش بر زبان روانه سازد از با اخلاص ترین مردمان است!
4-« لا تَستشر الکذّابَ، فإنّه کالسّراب یقرّب علیک البعیدَ و یُبعد علیک القریبَ!»:
1) با شخص کذاب مشورت مکن زیرا او چون سراب است دور را بر تو نزدیک می نمایاند و نزدیک را دور!
2) دروغزن را مورد مشورت خویش قرار نده چون او همچون سراب بعید را به تو نزدیک می نمایاند و قریب را دور!
3) با شخص دروغگو مشورت نکن چه او مانند سراب دور را به تو نزدیک می کند و نزدیک را از تو دور می سازد!
4) کذاب را مشاور خود قرار مده زیرا او مانند سراب است که بعید را به تو قریب می کند و قریب را از تو بعید می سازد!
5- عيِّـن الکلمة التي تکمّــل جملةَ مـا قبلهــا :
1- إنّ العلــم أحســنُ من المـال 2- نعلــمُ أنَّ للعـالـم أصــدقـاء کثیـریـن،
3- ولکنّ لصاحب المال أعـداء کثیرین 4- هـذا هــو الفــرق بیـن العلم و المـال
6- عیّن الصَّحیح:
1) إنّما مَن لَم یلد و لم یولد، هو اللّه: کسی که نزاده و زاده نشده، فقط الله است!
2) جاءَت الاُمُّ بالحبوب لفراخها الصّغیرة: مادر با دانه ها نزد جوجه های کوچک آمد!
3) یُنفقون مِن أحسن ما یُحبُّون أکثر من قبل: با کمال میل از نیکوترین چیزی که دوست می دارند انفاق می کنند!
4) عند ما یُلقي الخطیبُ محاضرةً یُنصت الحضّارُ له: وقتی سخنرانی می کرد حاضران با سکوت به او گوش می کردند!
7- عیّن الصَّحیح عن « لا » النّافیة للجنس:
1) لا حیاءٌ و عفافٌ و أدبٌ إلّا لعقلٍ ثابت! 2) لا العزّة إلّا لربّنا الرّحیم الّذي له کلّ شيء!
3) لا أتذکّر زمانَ ذهابنا إلی تلک الجولة العلمیّة! 4) لا شعبَ من شعوب العالم إلّا و له طریقةٌ للعبادة!
8-« لا فرخ یتعلّم الطّیران إلّا أن یقذف نفسه من الأعلی إلی الأسفل»
1) فقط جوجه ای پرواز کردن را یاد می گیرد که بتواند خود را از بالا به پایین بیندازد.
2) هیچ جوجه ای پرواز کردن را جز با پرتاب شدن خود از بالا به پایین نمی آموزد.
3) هر جوجه ای فقط زمانی پرواز می آموزد که خودش را از بالا به سمت پایین بیندازد.
4) هیچ جوجه ای نیست که پرواز یاد بگیرد مگر اینکه خودش را از بالا به پایین پرتاب کند.
9- عیّن الصحیح:
1) قد یذکر الإنسانُ ذکریاته القدیمة و یفرح بها: قطعاً انسان خاطرات قدیمی خود را به یاد می آورد و با آنها خوشحال می شود.
2) لا یتردّد الوالد في شراء ما تحتاج الیه اُسرته: پدر در خریدن آنچه خانواده اش به آن نیاز داشت، تردید نکرده است.
3) هؤلاء کانوا یُعاملونَ الآخرینَ معاملةً حسنة دائماً: اینان همواره نسبت به دیگران به خوبی رفتار می کنند.
4) لیت هذه التّلمیذة تُحبّ الدّراسة في تلک المدرسة: کاش این دانش آموز تحصیل در آن مدرسه را دوست بدارد.
10- عیّن الخطأ:
1)عندما نعرف کیف فشلنا نفهم کیف سننجح: هرزمان بدانیم چگونه شکست خوردیم، می فهمیم که چگونه موفق خواهیم شد.
2)لا شک أنّک لا تخسر إلّا اذا امتنعتَ عن المحاولة: شکی نیست تو فقط زمانی که از تلاش خودداری کنی زیان می بینی.
3) إنّ النّجاح لایحتاج إلی الإقدام فقط بل الی الجسارة أیضاً: پیروزشدن فقط به قدمهااحتیاج ندارد بلکه به جسارت نیز نیازمند است
4) من یکذب،لایجد مُقنعاً لإثبات قوله أبداً:کسی که دروغ می گوید، هرگز برای ثابت کردن گفتۀ خود دلیل قانع کننده ای نمی یابد.
11- «إنّ الجهلَ یُسبّب أن نَجدَ طُرقاً لقضاء حیاتنا تتجلّی لنا سهلةً، و لکنّها تنتهي إلی الخسارة»:
1)نادانی سبب یافتن راههای سهلالوصول برای گذران زندگی میشود لکن به خسارت پایان مییابد!
2) نادانی قطعاً مسبّب آن است که راههای گذران زندگی به شکل ساده در نظرمان جلوه گر شود، اما به خسارت بیانجامد!
3)نادانی باعث میشود برای گذران زندگیمان راههایی را بیابیم که برایمان آسان جلوه میکند، ولکن به خسارت منتهی میشود!
4) قطعاً نادانی است که سبب میشود راههایی را که برای ما آسان جلوه کرده برای گذران زندگیمان بیابیم، ولی آن راهها به خسارت منجر میشود!
12- عیّن الصّحیح:
1) بعضُ النّاس من نُهاة الأعمالِ السّیّئة دائـمًا،: بعضی از مردم از نهی کنندگان کارهای بدِ همیشگی هستند!
2) ولکنّ کثیرًا من الشَّباب لایُحبّونَ أمرَهم و نَهیهم،: ولی جوانان، بسیاری از امر و نهی آنان را دوست ندارند،
3) و یریدون أن یَصلوا هُم أنفُسهم إلی نتیجة أعمالهم،: و می خواهند که آنها خودشان به نتیجۀ کارهایشان برسند،
4) نعم، قد یَصلون إلی النّتیجة ولکن مع خسارة لا تُعوَّض!: آری، قطعاً به نتیجه می رسند امّا با خسارتی که جبران نـمی شود!
13- هناک لا انسان بدون خطأ ، ولکنّه یفشل عندما یَعدّ نفسَه عالـمًا یَعرفُ کلَّ شیء!»:
1) هیچ انسانی نیست که خطا نکند ، ولی هنگامی که خود را دانای همه چیز بشمار آورد، شکست خواهد خورد!
2) انسان بدون اشتباه ، هیچگاه وجود ندارد ، اما او می بازد هرگاه خود را دانایی فرض کند که هر چیزی را می دانسته است!
3) هیچ انسانی بدون خطا وجود ندارد ، ولی زمانی که خودش را عالـمی بشمار آورد که همه چیز را می داند، شکست می خورد!
4) انسان هیچگاه بدون اشتباه نیست ، اما زمانی می بازد که نفس خود را عالـمی به حساب آورد که بر هر چیزی آگاه است!
14- عیّن حرف الـمشبّه بالفعل یختلف ( فـي الـمعنی ):
1) قد جاء فـي التاریخ انّ إبراهیم (ع) أنقذ قومه من عبادة الأصنام! 2) أ یظنّ الإنسانُ انّ اللّه یتـرکه سدًی و وحیدًا!
3) أیّها الإنسان لا تحزن علی ما فاتک ، انّ الیأس یُبعدک من اللّه! 4) إلهنا و ربّنا نعلم انّک مع عبادک دائـمًا!
15- عيـّن ما يدلّ علی نفي الشيء نفياً کاملاً :
1) لا خيـرَ فـي الکذب! 2) لا، أنتَ لا تکذب! 3) لا شرٌّ اُريدُ و لا فتنةٌ! 4) لا الکذبُ أرغب فيه و لا الغيبةُ!
16- عيـّن الـمناسب للفراغيـن من الحروف الـمشبّهة بالفعل: «..... صديقي يستشيـر الاُستاذ ..... ــه يُفيده فـي الحياة !»:
1) أنّ / لعلّ ۲) لكنّ/ ليت ۳) ليت/ لعلّ 4) أنّ / لکنّ
17- عيّـن حرف «لا» يختلف فـي النوع و الـمعني:
1) إننا لا نُحبّ أن نستمع إلـى كلام ليس له فائدة!
۲) لا محاولة هناك دون نتيجة و سيـرى الإنسانُ ثـمرتها!
3)لا يبتعد العباد الـمؤمنون عن الصّراط الـمستقيم إن شاء الله!
4) اليوم لا تطبخ أمّي طعامًا فـي البيت لأنّها قد طبخته من قبل!
18- عیّن الصّحیح (بالنظر إلی تأکید الجملة):
1) إنّ الفخر للإنسان الّذي له عقلٌ ثابت: فخر برای انسانی است که بی گمان دارای عقلی ثابت است!
2) إنّ وعاء العلم لایضیق بکلّ ما جُعل فیه: بطور قطع ظرف علم با هر آنچه در آن قرار داده شود، تنگ نـمی شود!
3) إنّ النّاس یـمرّون بجوار الأشجار الّتي ینتفعون بها: مردم از کنار درختانی که از آنها سود می برند، قطعاً عبور می کنند!
4) إنّ غصون بعض الأشجارتنکسرمن ثقل وزن ثـمارها: شاخه های برخی درختان از سنگینی وزن میوه هایش بدون شک شکسته می شود!
19- کشاورزان از چاه روستا آبی استخراج کردند»:
۱) استخرج الفلّاحون ماءً من بئر القرية. ۲) استخرج هؤلاء الفلّاحون ماءً من بئر القرية.
۳) استخرجوا الفلّاحون ماءً من البئر في قرية. 4) استخرجوا هؤلاء الفلّاحون الماءَ من بئر في القرية.
20- کاش همۀ شهرهای کشورم را می دیدم»
1) لعلّنـي اُشاهد مدن بلادي جمیعًا! 2) لیتـني أنظر کلّ الـمدن فـي بلادي!
3) لعلّـي کنت أنظر مدن بلادي کلّها! 4) لیتـني کنت اُشاهد جمیعَ مدن بلادي!
گروه آموزشی زبان و ادبیات عرب منطقه امامزاده بادرود
جمع مکسّر...
ما را در سایت جمع مکسّر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 164 تاريخ: دوشنبه 23 اسفند 1400 ساعت: 1:25